كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
718
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ و ياد كن قصّه داود بن ايشا و پسر او سليمان عليهما السلام را إِذْ يَحْكُمانِ چون حكم كردند فِي الْحَرْثِ در كشت آوردهاند كه چون داود عليه السلام در محكمه بنشستى سليمان عليه السلام بر در محكمه بودى و هر كه بيرون آمدى از مهم وى و حكم پدر استفسار كردى روزى دو كس به محكمه آمدند يكى دهقان و او را ايليا گفتندى و يكى گوسفند دارد او را يوحنا خواندندى ايليا گفت يا خليفة اللّه همسايه من يوحنا به شب رمه خود را مىچرانيد شبى به كشتزار من درآمده و تمامى خورده و قولى آنست كه به بوستان وى رفته بودند و خوشهاى انگور را خورده و تلف كرده داود عليه السلام از يوحنا پرسيده جواب داد كه آرى چنين واقع شده داود عليه السلام حكم كرد كه گوسفندان خود را به ايليا ده و در شريعت داود عليه السلام حكم برين منوال بود چون از محكمه بيرون آمدند و مضمون قصّه مر سليمان عليه السلام را معلوم شد به محكمه درآمد و در سن سيزده سالگى بود و با پدر فرمود كه اگر حكم جز اين بودى اصلح و اوفق نمودى داود عليه السلام گفت چه نوع توان كرد سليمان عليه السلام جواب داد كه گوسفندان را تسليم ايليا بايد كرد تا ازو نفع گيرد بشير و روغن و پشم و موى و باغ يا زرع را با يوحنا بايد داد تا غم او خورد و بدان مرتبه رساند كه اوّل بوده چون خوشهاى انگور پديد آيد يا كشت برسد تسليم ايليا كند و گوسفندان خود را بگيرد تا هيچكدام بىبهره نماند داود عليه السلام بدين منوال حكم فرمود حق سبحانه خبر داد پيغمبر خود را كه قصّه داود و سليمان على نبينا و عليهم السلام برين قوم خواند وقتى كه حكم كرد در زرع يا باغ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ چون به شب رفته بود در ان كشتزار يا بوستان غَنَمُ الْقَوْمِ گوسفند گروهى وَ كُنَّا و بوديم ما لِحُكْمِهِمْ مر حكم حاكم را بر متحاكمين شاهِدِينَ حاضر يعنى دانستيم كه داود و سليمان ع بر ايليا و يوحنا چه حكم فرمودند فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ پس تعليم داديم حكومت مر سليمان ع را و به دو آموختيم و بفهم او رسانيديم تا حكم كرد كه گوسفندان به صاحب باغ دهند تا ازو نفع گيرد و بدان تلافى روزگار خود كند و باغ را به صاحب گوسفندان تا غمخوارگى نمايد و به مرتبه اوّل باز رساند تا ديگر بار از رمه غافل نگردد حقيقت آنست كه در ان زمان حكم چنان بوده كه از داود عليه السلام صادر گشته خداى وحى كرده به سليمان عليه السلام به نصّى كه ناسخ آن حكم شده داود عليه السلام بعد از اطلاع به منسوخيت حكم سابق بنص ناسخ حكم فرمود وَ كُلًّا آتَيْنا و هر يك از پدر و پسر را داديم حُكْماً حكم كردن با پيغمبرى وَ عِلْماً و دانش بامور دين وَ سَخَّرْنا و رام ساختيم مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ با داود عليه السلام كوهها را تسبيح مىكردند خداى را باتفاق او و در تبيان آورده كه بر آن منوال كه ذكر داود عليه السلام مىشنودند از كوهها نيز شنوده مىشد و اين معجزه آن حضرت بود وَ الطَّيْرَ و مسخّر گردانيديم مر داود عليه السلام را مرغان تا در تقديس با وى موافقت مىنمودند وَ كُنَّا فاعِلِينَ و هستيم ما كننده مر امثال اينها را و در قدرت ما بديع نيست اگرچه نزد شما عجبى است صاحب انوار فرموده كه بعضى تسبيح را بمعنى سباحت داشته يعنى هرجا داود رفتى كوهها با وى روان شدى در فوائد آورده كه سير جبال با داود در قرآن مذكور نيست پس ضرورت نباشد حمل تسبيح بر سير جمعى برآنند كه تسبيح طير و جبال بلسان الحال بوده و بر آن تقدير چون جمله اشياء به همان زبان بتسبيح الهى ناطقند پس وجه اختصاص بداود عليه السلام چه تواند بود مؤمن موقن بايد كه اعتنا كند برين وجه كه كوهها و مرغان به موافقت داود بر وجهى تسبيح مىگفتند كه همه سامعان را تركيب حروف و كلمات آن مفهوم مىشده و اين معنى از قدرت الهى غريب نيست نظم هر كجا قدرتش علم افراخت * از غرائب هر آنچه خواست بساخت قدرتى را كه نيست نقصانش * كارها جمله هست آسانش وَ عَلَّمْناهُ و بياموختيم مر داود را صَنْعَةَ لَبُوسٍ ساختن زره لَكُمْ براى شما لِتُحْصِنَكُمْ تا نگاه داريم ما و حفص بتا مىخواند تا نگاه دارد زره شما را مِنْ بَأْسِكُمْ . از كارزار شما يعنى از قتل و جراحت در كارزار فَهَلْ أَنْتُمْ پس آيا هستيد شما شاكِرُونَ سپاس گويندگان برين نعمت امر است در صورت استفهام يعنى شكر گوئيد خداى را بر چنين لباسى .